مصاحبه ای داغ با سلمان عسسسسسسسسلم:

انرژی مثبت بگیرید از این خبر:
سلمان:"هر خانی یک خان موفق نیست"
همیشه در خبرها برای همه دلایلی هست که اشتباهی در اونها وجود داره و برای این خان که سرفصل ماست باید خیلی بکشیم تا بتونیم بهش دسترسی پیدا کنیم.و اما مقداری با اون باشیم.
با وجود اینکه سه فیلمی که از اون بودند زیاد موفق نبودند و شکست خورده محسوب میشن در بوکس افیس سال گذشته یکی پس از دیگری-جانه من -بابل و سلام عشق
, اون پروژه های جالبی داره که امسال بخوان ریلیز بشن و سرفصل همه فیلمها باشن و حتی کارگردان بزرگ کونال کهلی منتظر امضای اون برای کارهای ایندش.ما صحبت کردیم با پسر بسیار شیطون و لوس و بسیار عالی و شیرین سلمان خان.به هرچه زرنگی زنده دلی و شیکی اون که بهترین هم هست نگاه کنید یک بچه کوچولویی که فکرهای بزرگ داره این خان حتما میدونه که رسانه ها دوستش دارند و اون رو همیشه نشون میدن بنابراین ما زمانی رو برای صحبت با اون تنظیم کردیم.
از این مصاحبه لذت ببرید:
چرادیگران میخوان بگن که اون علاقه داره که بسیار نا امید باشه و برخوردش رو تغییر بده؟در بیمارستان و برای اعلام کردن اخرین شرطبندی -ایا اون جای شاهرخ خان رو در فصلهای بعد میگیره و جایگزینی رو امضا میکنه.مایور که یک نوع پارچه لباسیست رو گسترده کرده به صورت یک رتبه یا درجه ی 360 کامل برسی میکنه در مسابقه فصلی در میان یک عکس چاپی رادیو و تلویزیون برای مسابقه های فصلی (از این پارچه برای لباس و عنوان لباسش برای تبلیغات اشتفاده کرده).
چرا مایور؟
چرا نه؟من فکرهایی رو که باعث به هم پیوستگی و با هم بودن میشن دوست دارم با یک نشان که من دارم میبینم که رشد میکنیم.ایا کسی نظر و فکر دیگه ای رو درباره ی مایور باشه به یاد داره؟وقتی که ریجو جونجانوالامشترک کارگردان
RSWMمیاد پیش من و بهم پیشنهاد میده اون بسیار شیرین بود و من بیدرنگی اون رو دوست داشتم.اون نتونست دلیل انحصاری برای خودش داشته باشه؟
من خیلی سختگیرم درباره اینکه چه طور به نظر بیام و لباسهایی که میپوشم.لباسها و پارچه های مایور عالی هستند و حرکتی بسار داغ بود که تقدیمش کنه به هرکسی و هر چیزی که من به نظر برسم برای محصولات بدون اشکال اونها
,راحت زیبا و اضافه شد به استیل من.من احترام میذارم به اونها برای شریک شدن با اونها.این طبیعی و اریجینال بود که شاهرخ امضاش که؟
من به شاهرخ و سهواگ احترام میذارم برای جایگزین کردنشون .4سال از این جهت هرکسی اینجا خواهد بود برای گرفتن جای من (من بمیرم مامان این چه حرفیه...)بنابراین چی میشه ؟شاهرخ نمیتونه نشانی بگیره من چیکار کنم.هی این فقط یک شوخی بود(الهییییییی من بمیرم که تو چه ماهی مامان ).اون (شاهرخ)یک انسان بزرگه و یک دوست عالی و مورد احترام من
,من تونستم اینو درک کنم که که نوعی ازادی و اختیار هست به گرفتن هرچیزی که هر صحنه ای که اون درش هست.و اون هم شبیه همین کار رو انجام داده برای من .شما فکر میکنید اون خانها هستند که هنوز در فیلمها حکم رانی میکنند؟
من فکر نمیکنم فقط خان ها این کار رو انجام میدن چراکه اکشی کمار و ریتیک روشن هم هستند دو نفر از کسانی که امروز از بیشترین موفقیتها رو دارند.همه این "بالیود های حکم ران خان ها "تجارتند و چرندیات.هر خانی موفق تر نیست .امروز قادر خان کجاست؟یا فردین خان؟
ما به موفقیتها نگاه نمیکنیم یا شکستهایی که توی مسابقات و جشنواره ها هستند و پایه و اساس اونها. رنگ یا مذهب و دین.هیچکسی که در مومبای هست این کارو انجام نمیده.فقطاستعدادها و قواعد بازی اینجا و در ایندستریه.وبه همراه اینکه من فکر میکنم هریتیک عالیه اون از کسانیه که من واقعا میپرستم (الهییییییییی قربونت برم سلمان خودمی ببین بچم ریتیک رو دوست داره چقد منم دوسش دارم ریتیک رو ولی خود سلمان جیگرم یه چیز دیگس هیشکیییییییی خودش نمیشه) اون حیرت اور در دوم2(منم دوم 2 رو دیدم ریتیک جون عالییییییییی توش بازی میکنه).
شنیده میشه که علاقه ی جدید شما نقاشیه؟
اون علاقه ی منه و من امیدوارم که بتونم نمایشگاهی رو داشته باشم وقتی که نقاشی هام به 40 تا رسید و اون 40 تا کامل شدند(استعداد
,استعداااااااااااااااااااااااااد به این بچه ی من میگن)علاقه ی شما چطوری و از چه نوعیه و به چه چیزی تعلق داره؟
من فکر میکنم اون خیالی و برگرفته از واقعیات و خلاصس.
شما همینطور اگهی های تجاری زیادی رو شروع کردید که انجام بدید؟
اما من فقط کارهایی رو که بهشون اعتقاد دارم امضا کردم و قرار داد بستم.من اگهی های بازرگانی رو برای پول انجام نمیدم یا به دلایل دیگه (واییییییییی این پسر منو میکشه اخه یه ادم چقدر میتونه خوب باشه که این پسر هست )برای اینکه خواستند شناخته بشن ,من با
RED APEهم قرار داد دارم و از اون کفشهاشون همیشه استفاده میکنم.من فقط bs UP هم می نوشم (یه نوع نوشابس که سلمان عسلم تبلیغ میکنه من تبلیغات رد تیپ و تمبز اپ رو دیدم بینظیرن).در فصلهای ازدواج چه موقع ما چیزهایی که در قلب شماست خواهیم فهمید و اینکه کی و با چه کسی ازدواج میکنید؟
کاملا همه چیز در دستهای اونه(خدا).بدون اون (خدا)هیچ کسی هیچ کاری نمیکنه
,فهمیدم که اون میخواد این کار رو انجام بده بنابراین اون این کار رو انجام میده هروقت که اون بخواد این اتفاق می افته من حدس میزنم.و اون دختر کیه؟
همممم....م خودتون حدس بزنید .(این منو میکشه اگه منو نکشت خوب بگو کی و کیه من که میگم فکر میکنم پریتیه تو راخدا مامان منو اذیت نکن اگه من نمردم).

میدونم از این مصاحبه لذت بردید حالا خبر بعدی:

سلمان:"ازدواج من دست خداست"
دهلی نو:هنرپیشه بالیودی سلمان خان
,کسی که روابط عاشقانه ای رو با تعدادی از ستاره ها در زمان این دو دهه با اتفاقاتی داشته میگه که اون اجازه میده که نقشه های ازدواجش رو به دستان خدا میده واز اون درباره ازدواجش پرسیده میشه و نقشه هایی که برای اونها داره ,سلمان,کسی که اینجاست برای promotional یک مسابقه گفت"هروقت که اون (خدا)راضی باشه من ازدواج میکنم.هیچ چیزی دست من نیست بدون خواستن اون هیچ اتفاقی نمی افته."سوالی شد که اون همیشه در جوابدادن نقاب غمگینی میزد و در جوابی اینچنینی میگفت یک فاشیون
philosophical ستاره پر جنجال ما جواب داد"چیزی شبیه اینی که شما میگید وجود نداره.من معتقدم که اون (خدا)همه ی تصمیمها رو کنترل میکنه و همه چیز با اونه من هم همینطور منتظر نشانه و علامت اون هستم".شایعات میگفتن که به تازگی وزوز میشده که به امید این هستند که سلمان سر انجام ازدواج کنه مثل ایشواریا رای برای اینکه اون (سلمان)زمانی با اون روابط عاشقانه با اون داشته
,که با ابیشک نامزد شد.با گذشت 20 سال در بالیود یک دوره از بیوی هو تا اسی تا سلام عشق سلمان گفته اون بنظر میومده که با تعدادی از فیمهاش به زودی جلو میره.

"
من به زودی یک فیلم اکشن انجام میدم که کاملا با کارهای رومانتیکی که از من دیدید متفاوته و منو حرکت میده ."اضافه میشه که بنظر میاد که 5 الی 6 نمایشنامه یا فیلمنامه رو داره و تصمیم داره اونها رو انجام بده.ستاره ای که ارزیابی شده که مجله تایم مگزین اعلام کرده که از فعالترین ه در دنیاست و حرفه ای با وجود اینکه در هیچ دوره از جایگاهش کم نشده و اسم و شماره ی بدی تا حالا نداشته.
اون میگه"
من هنرپیشگی رو ادامه میدم تا زمانی که طرفداران من من رو بخوان.خوشحالی اونها برای من همه چیزه (وااااااااااااااااااااااااااااااای من مردم الهی فدات شم تو واقعا فرشته ای گلم ...)".
از اون درباره سلطه گری و نفوذ سه خان پرسیده میشه...امیر شاهرخ و خودش...در بالیود ,سلمان میگه "من فکر نمیکنم که فقط خان ها سلطه گری میکنند .اون فقط یک توافق که هر سه ما در یک زمان مشابه اومدیم و اینکه ما در قسمتی از اسممون "خان" مشابهیم".
فیلم اول هالیودی سلمان ماری گلد هست و کارگردانش ویلارد کارول هست که 3 ماه دیگه فیلمش اکران میشه واز اون دراین باره این پرسیده میشه که ایا پروژه ی هالیودی دیگریرو هم داره یا امضا کرده اون میگه"هنوز نه.اجازه بدید اول ماریگلد اکران بشه."
سلمان به نقاشی علاقه داره همچنین برنامه داره که نمایشگاهی بزنه برای نقاشی هاش .
"بعد از یک مدت طولانی من 23 تا از نقاشی هام رو تمام کردم و من منتظرم که 40 تا بشه و قبل اون من اونها رو نشون نمیدم .من میخوام نقاشی های واقعی بکشم و اونها خیالی و برگرفته از واقعیا ت باشن در زمانی که من اونها رو تمام کنم".اون مزه می ریزه.(قربونش برم منننن....)
و اما مصاحبه دیگه ای از پریتی عسسسسسسسسسسلم:
انرژِی مثبت بیشتری بگیرید با این خبر:

پریتی نمیخواد
bimboباشه:شیرزنی در دنیا با فقط یک گودی روی گونش (من بمیرم...)اون در این دهه توی صحنه ها بوده .اون خیلی رک گو و همه چیز به راحتی میگه.فارغ التحصیل روان شناسی هم هست یک دوست و قهرمان در معاشرت کردن و دوستی به دلایل در زمانهای جدید.یکی از زیباترین و جذابترینهاست به خوبی همه چیز رو هدایت میکنه شیرزنی که خیلی زیاد تر از یک اسلحه شیرین است به مردی که در بیزنس کارمیکنه و نس وادیاست.
هنرپیشه ای فهمیده
,پریتی زینتا مصاحبه با واجیر سینگ...چه چیزی بیشتر بالاتر و تاپتر در ذهن شما؟
حالا درسته"؟من خیلی سر به زیرم برای اینکه (اه میکشه)من از تمام احساسات بزرگ عبور کردم
roller-coaster .من سگ کوچولومو از دست دادم (اخیییییییییی من نمیدونستم چرا...)از زمانی که جونیور مریض بود(جونیور سگ کوچولوی پریتی عسلم بود و در فیلم دل های تومهارا هم با پریتی جونم بود خیلی ناز بود و با پری نازم هم خیلی دوست بود طوری که هروقت به یه سفر میرفت این عسل من میگفت دلم واسه جونیور تنگ شده)من باید از زیاد کارکردن پرهیز میکردم اما من حالا برگشتم.(الهی من بمییییییییییییییییرم).امسال میره که یک سال پر هیجیا باشه در 1 یا 2 یا 3 هفته باید خبری باشه درباره ی یکی از پروژه های اینده ی من که به زودی هم هست.من معتقدم که تهیه کننده های فیلم باید خبر میدادن
,نه به من , من شدیدا احساس میکنم که همه کارهای من یک دایره بزرگه و یک شروع جدید برای امسال.
صحبت کنیم درباره اینکه شما 3 فیلم رو برای امسال امضا کردید.و همچنین اینکه شما مصمم نبودید برای اینکه بیشتر از 2 فیلم در یکسال انجام بدید.
نه واقعا. من مطمین نیستم ...اون وابسته به پروژه ای داره که البته چطور باشه.اگر اون برای من تایید کننده بود من اون رو میپذیرم و برای اون میرم .من امیدوارم که با هوشم و میل خودم برم ...(میخنده)(وایییییی من فداش شم حتما اون چال گونه هاش باز معلووم شده). ودانایی و معرفتم.من نیازی ندارم به ثابت کردن هرچیزی برای هرکسی.من من روزی دایره ی حرفم رو کامل میکنم دومین پریشانی یک بار خاموش میشه حالا.
در 2 سال گذشته از زندگی من قسمتهایی بسیار سخت وجود داشته .من باقی موندم
tsunami while من درPhuket بودم...اون من رو درحالی که از اسیب روانی خوردن خارج میشدم گرفت.من فیلمهای زیادی انجام ندادم.اگر من 2 فیلم رو دریکسال بازی کنم من اون روفتح کردم برای 1 بار.حالا من در اظهارات متفاوتی در ذهنم هستم.اون زندگیه اون تغییر میکنه یک مرحله از دیگری پیروی میکنه.
ایا شما سینما رو به طور جدی درنظردارید و بهش فکرمیکنید؟
چقدر جدی گرفتن من رو شما میپذیرید بعد ازکپی الوداع ناکهنا؟به کارهای من نگاه کنید درهمه ی فیلمهام وبا کانک مقایسه کنید.من باید انجام میدادم 16
retakes برای اولین شات...کارن (جوهر)بود شبیه کسی که سر شما رو تکون نمیده ...این کار رو انجام نده...این کارو انجام بده.اون میخواست من رو بپذیره فقط حرف میزد و به چشمهای من خیره میشد.بعد از تعداد زیادی
retakes ,من فکرمیکنم من فراموش کردم هنرپیشگی رو اما اون گفت من فقط میخوام که تو حرکت کنی وقتی که تو داری یک سانس ردو خورد رو.والا تو خیلی توانایی در ذهنت داری برای حرکت و بازی در اطرافت.شما برای چهرت در فیلم بسیار خبره و عالی بودی .نبودی؟
من در هند ندیده بودم وقتی که یک فیلمی اکران میشه.من بازدید بزرگ و عالیی رو داشتم.به بزرگی رفتن مردمی که میرن و بلبطهای فیلم من رو برای دیدن میخرند با خوش امدگویی نقد نگری میکردند.
همانند انچه که در فیلم به نظر میاد اون دنباله کارکتر من هست .بعد از اینکه من اون مقدمه سانس و شروع اون رو در کانک انجام دادم کارن از من خواست که دوباره اون رو انجام بدم.اون میخواست من بیشتر ارایش و میک اپ کنم برای بیشتر نشون دادن و دراماتیک تر کردن صحنه.
اون گفت "من برای یه دختر دم بخت جذاب و خوشگل جست و جو نمیکنم و نمیخوام اون رو نشون بدم.من یک چهره ای رو میخوام که شاهرخ بهش بتونه بگه
,"هی شبیه اون هست یا نه من مرد خونه هستم".اونجا یک منظره و مرحله ای بود که من فکر کردم چه اتفاقی افتاده؟اما بعد از فیلم من مطمین بودم که حق با اونه و اون درست میگه .همه ی فیلم میکرها (سازنده های فیلم)میدونن
,مخصوصا کارن.ایا شما ناراحت و ناامید شدی که جانه من شکست خورد؟
من برای فیلم خیلی سربلن و مفتخرم و سربلند خواهد بود اون حتی 10 سال ازحالا به بعد.هرکسی دست خودشه و به نظر خودش این درسته که اون رو دوست داشته باشه یا دوست نداشته باشه.(تهیه کننده ی فیلم)ساجد نادیاوالا یکی از دوستان منه کار کردن با اون خوشایند بود و (کارگردان فیلم)شریش کندار تلاش بسیار زیادی کرد تا فیلم رو متفاوت جلوه بده.
این روزها بزرگتر شدن و مهم تر شدن شما داره همگانی میشه .درباره ی این موضوع چه نظری دارید؟
به وضع و حال شهر نگاه کنید.در هر زمانی شما اهل خارج از کشور
realise اون بدتر میشه.اگر من بخوام که اوضاع رو تغییر بدم ,من نمیتونم هیچ کاری رو انجام بدم از رنگ کردن دیوارهای اتاقم حتی,میتونم؟همانند یک هنرپیشه منم یک راه مشخص برای خودم دارم.من نمیخوام که از این فقط برای حضور دیگران و دیدن فیلمم استفاده بشه.گذشته از این من 32 سال دارم.وقتی که من خیلی جوانتر بودم ...17ساله....(الهی بمیرم هنوزم جوونی گلم)دوست داشتم هرکاری رو انجام بدم توی دنیا و به کلوپ شب برم ...همه چیز رو دوست داشتم
,دوست داشتم هرکاری رو تجربه کنم-پرش از پنجره...دروغ گفتن به والدینم ...خواهش کردن از برادرم برای دادن پول به من و... .امروز من پول دارم یک کلوپ شب طرف راست خونه ی من هست...اما من احساس نمیکنم که دوست دارم به اونجا برم.اولویت های من تغییر کرده با سنم یک مشکل خاکستری و بد هم حساس و مهم گرفته میشه.حتی اگر دونفر از مردم هم به پریتی زینتا گوش کنن کار من انجام میشه.من پرداخت اون رو بدست نیاوردم برای انجام اون.بعد از مشکل بارون سال گذشته مومبای من اصلا خوب نبودم.دکتر من به من گفت اون فقط من نیستم و بلکه تعداد زیادی از مردم هم اینطوری هستند.سپس ما رفتیم برای
"Let’s clean Mumbai campaign"
لطفا ادامه بدید.
من خیرات کردم برای 7 سال گذشته.من حتی برای اگاهی و هشیارایدز کار کردم و خانم ها نشریشو فرستادند.لطفا بیاید و ببینید چطور مردم روی جاده ها میخوابند خارج از خونه ی خودم.هرروز من من رانندگی میکنم به طرف خئنم راننده ی من و من بسیار عصبانی شدیم.در دقیقه ای کوتاه تعدادی اسیب میبینند تمام رسانه های درست اونجا خواهند بود.
چرا مسیولان نمیتونند کاری رو بکنن و به فکر چاره نیستند؟خیابنها رو فراموش کنید بنابراین تعداد زیادی بی خانمان انتخاب نمیشن و مورد پسند نیستند جز با خوابیدن درست در وسط ترافیک خیابان و چها راه.
دولت ما چقدر میتونه معیوب باشه؟وضع ما که میرسه دومین و بزرگترین بودجه ها رو داره در کشور ما و به وضع ما نگاه کنید.به دهلی نگاه کنید اون تکون خروده .دهلی احساس میکنه که کشور رو فرموش کرده.ایا شما حتی تا حالا دهلی بودی؟
دوسال پیش.
حالا نابود شده.شما میگی چه اتفاقی برای دهلی افتاد...چه طور اونها نقشه کشیدن برای اون .مومبای مردم سردی داره...بنابراین بیشتر به همه ی جهان بین المللی وابستست اما هیچ چیزی اینجا اتفاق نمی افته.
به نظر میرسه که اگر جلو تر بری از زیبارویان و فریبندگان دنیا میشی؟
من فیلمهامو استپ نکردم و هرگز این کار رو انجام نمیدم اما فقط ثابت میکنم که من
شیر زنم و قهرمان داستان ها...من نباید یک بیمبو باشم.من میتونم یک شیرزن باشم ومیتونم اگاه از شرایط جامعه اگاه باشم.
ایا میدونید چقدر وحشتناک من احساس میکنم وقتی که من میرم خارج از کشور و دوستان من میگن "اه تو از بمبیی اومدی اونجا که بوی بد میده"من شروع کردم به توضیح دادن که اون بوی ماهیه.من از این بابت احساس خوبی ندارن و خوشحال نیستم.
اخرین اتفاقات و خبرها شما اتفاقاتی بود که دربرابر یک ورقه از یه روزنامه بود؟
اون ادامه داره دادرسی و محاکمه اون در ایندست در 21 این ماه.اگر شما هنوز اون خبرهای زشت رو درباره من بخونی /اون همیشه یک روز قبل در رسیدگی به محاکمه در دادگاه هست.
بسیار خوب به من بگید ...نگران نیستید درباره زندگی بالای یک شیر زن؟
تمام مشاهده ها و فکرها و درک کردن اونها تغییر میکنند.با یک غرشی دربازار خبر.اون بهترین زمان هست برای یک هنر پیشه.در زمانهای نه چندادن گذشته هنرپیشه های زن به کار برده میشدند برای گرفتن بهترین رولها بین سنهای 17 تا 25.امروز بهترین رولها رو به 17 تا 22 ساله نمیدن .یک زوج سال گذشته/شیرزنی که بزرگ نیست علاقه داره یک رول کامل و رسیده رو.امروز اونها هستند.
اگر شما از من بپرسید در 1350 تا 1360 هم هنرپیشه های طلایی در اون دوره ها داشتیم .چه رولهای عالی و چه هنرپیشه های عالی و با وقاری :مادهوبالا /مینا کوماری/ناتان/گیتا بالی/وحیده رحمان.

چه چیزی هست درباره ی حدس زیاد و شدید این که شما با نس وادیا روزی ازدواج میکنی ؟
(پریتی ساکت میشه و حرف نمی زنه ).
ایا اون شایعست؟
بله.هرکسی حق داره که چیزی بگه به اینکه اونها چی میخوان.هرکسی میتونه بگه که با اتبار و سند درست من میتونم.من میدونم دارم چی کار میکنم.من امسال ازدواج نمیکنم (لازم به ذکره که چند هفته پیش سلمان اعلام کرد که امسال ازدواج نمیکنه اما یک فال گیر هندی گفته سلمان در 2008 ازدواج میکنه اصلا ادم تفاهم رو میبینه خوشش میاد الهی فداشون شم)اگر من بودم سپس من علاقه داشتم که اینو بگم .بنابراین مردم من رو تنها بگذارید...ازدواج در هیچ جای برنامه ی من نیست.این از 2 ساله که از من سوال میشه درباره ی ازدواجم.(دلم خنک شد که نس وادیا اگه خدا بخواد رفت).
ایا شما خودت رو نمیبینب همانند یک زنی که مسیولیت پذیره و خانواده دار...با یک همسر و بچه ها؟
من نمیدونم.زمان و تصمیمی درست برای اون وجود داره و جایگاهی برای چنین زندگی متناوبی.چه عجله ای هست؟درهرصورت من الان خوب هستم و راحت.متشکرم.
چیزهایی درمورد پریتی زینتا:

در شمیلا متولد شد
Himachal Pradesh پدر اون دارگاناند زینتا یک افسر در نیروهای جنگی و مسلح هند بود.اون دوبرادر داره -یکی از برادرانش که ازش بزرگتره دیپانکار هست و اون که جوانتر هست مانیش نام داره.دیپانکار یک افسر مجاز و کار کرده در نیروهای جنگی و مسلح هند.مانیش در لوس انجلس اروم و ثابته.
اول قراربود که در پروژه ای ازشینکار کاپور به نام ترا رام پام پام بازی کنه اما این پروژه هیچگاه باز نشد و انجام نشد.
به طور تکنیکی اولین فیلم اون کیا کهنا از کندان شاه بود که تا 2000 به تاخیر افتاد.سولجر هم سرنوشتی مشابه اون کیا کهنا داشت.و اولین کار اون و معرفی اون دل سه در 1998 بود.اولین شات رو هم با بابی دیل داشت.
و اما باز هم خبرررررر:
پریتی:"من احساس میکنم که فرزندم رو از دست دادم".
مومبای:هرکسی پریتی زینتا(معلوومه عسل خودمه) رو میشناسه که چه طور ادمیه و چقدر استواره و به نظر میرسه که قسمتی از زیبایی و خوبیش در سخت بودنشه و چیزای دیگه.در سن 12 سالگی پدرش رو از دست داد.با سادگی و خوبی کاملش به بالیود میاد .اون مافیا رو گرفت وقتی که دربرابر دنیای خارج بر علیه اونها شهادت داد.
درهرصورت اون میگه نمیتونه شروع کنه و خوش رو اماده کنه برای روبه رو شدن با از دست دادن یک عزیز.بر طبق منبع ما بتازگی تولد پریتی بسیار اروم بوده
پریتی میگه
"من دارم بیشتر تلاش میکنم برای اینکه همه ی وقتم کوشا باشم.سگ من جونیور از دنیا رفت.من دربیمارستان با اون بودم دیدم چطور بهش خون تزریق میکردند .اون خیلی خیلی مریض بود از چند روز پیش.من احساس میکنم فرزندم رو از دست دادم!بنابراین سوالی نیست برای جشنهای امسا.من به دوستانم گفتم ما تولد رو و جشنشو نگه میداریو درحالی که من فقط نشستم با سگم و امیدوار م ببینم اون رو اگر ممکنه بی درد و رنج"اون روز خوبی نبود برای گذروندن یکی از روزهای تولد
."من میدونم.این چیزها کمکی نمیکنه اما من این کار رو انجام دادم برای خودم و اون یک موهبت و بخشش زیباست .و دوستان من میتونن صبر کنن."چه احساسی از اینکه بزرگتر شده داره
."من احساس میکنم ارزویی دارم.من دیدم چیزهای متفاوتی از خودم رو و بین اینکه من 17 ساله که بودم چطور بودم و الان چطورم.شما تونستی بگی که من تصمیم دادم که با سعی و تلاش و جدیت کار کنم برای انتخابات Mumbai Municipal .امسال نتیجه ای که برای من داشت این بود که من رشد کنم.زودتر از اینها شاید موضوعات شهری مورد علاقه ی من نبود البته زیاد اما حالا اون کار رو انجام میدم".همچنان پریتی اضافه میکنه
"این معنی اینو نمیده که من امور سیاست رو شروع میکنم .لطفا!من کاملا یک شخصی هستم که به امور سیاسی علاقه نداره.من فقط خارج شدم و گفتم به مردم درباره اینکه چقدر مهمه تمیز نگه داشتن شهر و سالم بودن شهرمومبای .اون خودشه و از اونطرف اینکه من سیاسی نیستم.من مربوط به هیچ بخشی نیستم."سلمان عسلم بتازگی وقتی دیده که یک پسر بچه سرطانی خانوادش در درمانش و پول دادان برای درمانش ناتوان هستند بهشون کمک کرده.
وایییییییییییییییییییییییییییییییییی که چقد این بچه های من فرشتن .میبینی یه مدته یه مدت که چه عرض کنم از همون اولها این 2 شروع کردند به کمک کردن به مردم و....وای اصلا نمیدونم چی بگم میدونید قلب دوتاشون از طلاست .من واقعا نمیدونم خدا چطور این 2 تا رو اینقدر بینظیر افریده .قربون خدا برم که بهش میگم خدایا دستت درد نکنه وقعا ازت ممنونم که این دو گل رو به این نازنینی افریدی.
از نظرات همتون ممنونم پرتو خانم گل من همیشه از سلمان عزیزم عکس میذارم اگه همیشه به اینجا بیای عکسها رو میبینی ولی خوب بیشتر میذارم عزیزم مرسی از نظرت
,سیمین جون خودم خیلی خوشحالم که تونستم راضی نگهت دارم وایییییییی که خدا میدونه چقد دوست دارم دوست خوبم ,ندای عزیزم خیلی خوشحالم که خوشت اومده از فضای این جا خونه ی خودته گلم امیدوارم همیشه اینجا ببینمت دوست خوبم ,سارا ی عزیزم مرسی از نظرت دوست عزیزم ,شهره جونم وای که من بالاخره تورو دیدم یه خبری ازت گرفتم چه عجب !!!!!!قدم به چشمون گذاشتی مرسی که سر زدی, اقا علی که مرتب اینجا سر میزنید,اقا امیر,مریم خانم گل خیلی خوشحالم که از اینجا خوشت اومده گلم امیدوارم همیشه اینجا بیای من لینکت کردم گلم .و در مورد دیدن جانه من خانم خانمای عزیزم که خودتونو خانمی معرفی کردید عزیزم اینکه مرتب فیلم استپ میکنه واسه خاطر سرعت اینترنته و کاریش نمیشه کرد اما سایت دیگه ای رو بعد بهتون معرفی میکنم کسانی که جانه من رو هنوز ندیدند میتونند اونحا ببینند اونجا خودش قسمت های مختلف فیلم رو جدا کرده شاید بتونید راحت تر ببینید.
وباتشکر ازهمه ی اونهایی که همیشه میان و به اینجا سر میزنن ببخشید اگه اسمتون رو نیاوردم به دلیل اینه که سرم خیلی شلوغه ببخشید همتونو دوست دارم :
سلمانی پریتی
و پریتی سلمانی باشید و فراموش نکنید:salmanpreity 4 ever
just salmanpreity
with the best wishes for them and all the fans of them
و بقیه دوستان عزیزم .
هدیه هایی برای دوستان:
کارینا جونم واسه سیمین جونم و خودم و بقیه کارینا دوستان:

برای شهره جونم و ندا جونم و خودم و بقیه دوستان :


ریتیک دوستان مثل سلمان عسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلم و خودم و...
اکییییی جون
شاهرخی ها ...

بابی جون...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()







بعد از اکران کویی میل گایا در یک مراسم و جشنی برای موفقیت فیلم و در کنار بچه ها




تکون نخور ببینم میخوای از دست من فرار کنی!
زنده باد هندوستان!!!(پریتی)
بخند تا دنیا به رویت بخندد....
من سلمان خان هستم!!!!








سلام ه ه ه من اینجام!!!!!!
اینم به توصیه ی سلمان خندید چه حرف گوش کنه افرین....






